العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

60

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

قلب خود و گوش و چشم خود احساس مىكند بطورى كه اشتياقى به غير آن چيز ندارد در نتيجه حائل و مانعى ميان او و قلبش پيدا شده كه به غير آن چيز توجهى نمايد و در خبر يونس بن عماد از حضرت صادق عليه السّلام چنين است كه فرمود ممكن است قلب انسان باور كند و يقين نمايد كه حق باطل است هميشه ( از جهت شبهات و افكارى كه در قلبش راه مىيابد تصور كند كه حق و حقيقت از بين رفت و ديگر طرفدارى ندارد و حالت ياس و نوميدى در او پيدا شود ) ولى ممكن نيست اعتقاد بحقانيت و صحيح بودن باطل پيدا كند ( ميداند كه باطل گر چه قدرت را بدست آورده ولى هر چه هست بالاخره باطل است و حق نيست ) و سليمان بن خالد هم از حضرت صادق اين روايت را نقل كرده ولى بجاى ( نقطه بيضاء ( سفيد ) نقطه نور ( روشنى ) نقل نمود . 35 - تفسير عياشى عمرو بن مقدام از امام ششم عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود فقط شيعيان ما هستند كه داراى چهار چشم ميباشند . چشمى در سر و چشمى هم در دل دارند البته تمام مردم چنين هستند ولى خداوند چشم دل شما را باز نموده ولى چشم دل آنان كور است . 36 - مجالس مفيد - از امام ششم كه فرمود دلهاى خود را مانند دريا وسيع و پاكيزه نمائيد كه پاكيزه‌ترين دلها دلى است كه در آن افكار وحشت زا كه موجب نارضايتى انسان از تقديرات الهى باشد . راه نيابد و هنگامى كه قلب شما چنين حالتى را پيدا كرد هر خواسته‌اى كه داريد از خدا بخواهيد ( دعاى شما مستجاب مىشود ) - الفاظ اين حديث مشوش و جملاتش خيلى روشن نيست ولى احتمال اين معنا كه گفته شد بهتر ميرود و تطبيق اين معنا با متن مناسبتر است . 37 - غوالى اللئالى انس بن مالك از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل نموده كه داود پيغمبر در مناجاتش با خدا عرض كرد . خداوندا هر سلطانى خزانه‌اى دارد خزائن سلطنتى تو كجا است ؟ خداى بزرگ فرمود . من خزانه‌اى دارم كه از عرش بزرگتر ، از كرسى وسيع‌تر . از بهشت خوش‌بوتر . از ملكوت بالا آراسته‌تر است زمين آمادهء آن معرفت و بينش است آسمانش ايمان آفتابش شوق و علاقه ماه تابانش محبت و دوستى . ستارگانش افكار و خاطرات نيك ابر پرمايه‌اش عقل و تفكر باران سودمندش رحمت و فيوضات الهى و ثمرهاى نفيسش اطاعت و بندگى و ميوهء بندگى حكمت و روشنى است و اين خزانه داراى چهار در است : 1 - علم و دانش 2 - حلم و بردبارى 3 - صبر و پايدارى 4 - رضا و خشنودى - و او قلب است . 38 - كافى ج 8 ص 167 صباح حذاء از ابى اسامه نقل مىكند كه گفت همسفر و هم